جستجو در سایت :   

دانلود متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته زبان و ادبیات فارسی

عنوان : مقایسه دو داستان «کیمیا خاتون» اثر سعیده قدس و «دختر مولانا» از موریل موفروی

عنوان پایان نامه:

مقایسه دو داستان «کیمیا خاتون» اثر سعیده قدس و «دختر مولانا» از موریل موفروی

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده پایان نامه درج نمی گردد

(در فایل دانلودی نام نویسنده موجود می باشد)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن می باشد هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود اما در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل می باشد)

فصل اول:

مقدمه و پیشینه پژوهش

موضوع رساله، مقاﯾﺳﮥ دو داستان «کیمیا خاتون» اثر سعیده قدس و «دختر مولانا» از موریل موفروی می باشد. با توجّه به اینکه این دو کتاب بر اساس داده های یکسان تاریخی نوشته شده اند، امّا در اظهار روایت داستانی هر کدام تفاوت هایی با یکدیگر دارند هدف ما مطالعه این نکته می باشد که تا چه اندازه داده های تاریخی دست و پای آنها را در اظهار روایت باز یا بسته گذاشته اند.

از آنجا که رابطﮥ شمس با کیمیا خاتون تحت تأثیر روابط شمس با مولانا شکل گرفته می باشد و از طرفی کیمیا خاتون دختر خواندۀ مولاناست، برای شناخت بهتر این شخصیّت ها، آشنایی با رابطۀ شمس و مولانا نیز لازم می باشد. چراکه اطلّاعات ما از شخصیّت شمس و کیمیا خاتون محدود به منابعی می باشد که یافته های خود را از زندگی مولانا و روابط او با شمس گرفته اند.

اگرچه اساساً دو داستان مذکور بی توجّه به منابع تاریخی نوشته نشده اند، با این حال شاهد توجه های تازه- ای به شخصیّت ها و تفاوت هایی در اظهار روایت هستیم. یکی از اهداف اصلی ما دریافت منشأ این دخل و تصرّف ها و چگونگی ایجاد آن ها در شخصیّت پردازی و اظهار روایت می باشد. برای این کار  به مطالعه و مقاﯾﺳﮥ این دو داستان می پردازیم، تا از خلال این مقایسه به دید وسیع و روشن بینانه تری از این دو شخصیّت دست پیدا کنیم.

پس از از ابتدانامه سلطان ولد- که به دلیل  عدم دسترسی، مورد مطالعه قرار نگرفت-  یکی از منابع کهن روایی و دست اوّل رسالۀ سپهسالار می باشد. امّا، از آنجا که نویسنده از شاگردان و مریدان مولاناست و در اظهار بعضی نکات و وقایع اغراق می کند، باور داشت صرف سخن او به دور از اشتباه نخواهد بود. کتاب او کوشش در برجسته کردن و برتر نشان دادن شخصیّت مولانا و سپس شمس دارد. وقایع زیر بار ارادت شاگردانه دستخوش تغییراتی می گردد و به صورت مدح و مبالغۀ بسیار جلوه گر می گردد. پس بهتر می باشد از دیگر منابع مربوط به این موضوع نیز بهره برد و به تطبیق وقایع پرداخت.

ظهور شمس با تحوّل روحی مولانا همراه می گردد لیکن کسانی که از بصیرت کافی برای درک این واقعه بی- بهره اند، زبان به طعن می گشایند زیرا از حقیقت احوال مولانا و شمس بی خبرند. از کیمیا خاتون سخنی اندک به میان می آید و  شخصیّت او در سایۀ ستبر مولانا و سپس شمس  رنگ می بازد. توصیفات کتاب کلّی می باشد.

از دیگر منابع تاریخی دربارۀ موضوع مورد نظر مثنوی ولدی نوشتۀ فرزند مولانا –بهاء الدین- می باشد در این کتاب سرگذشت مولانا و ظهور شمس به زبان شعر به تصویر کشیده شده می باشد. آغاز نکاتی دربارۀ ویژگی های شمس و مولانا و رابطۀ آن دو ذکر می گردد و در ذیل آن ها عباراتی منظوم برای تأیید مطالب آورده می گردد. در بیشتر جاهای کتاب شاهد نفوذ و سیطرۀ شمس هستیم.

نویسنده صفاتی را که به اولیا نسبت می دهد برای شمس بر می شمارد و بدین گونه او را از اولیا می داند. به عنوان مثال در قسمتی از کتاب آمده می باشد:

   «در اظهار آنکه چنانکه موسی علیه السلام با قوّت نبوّت و عظمت رسالت جویای خضر علیه السلام گشته بود مولانا قدّسنا الله بِسرّه العزیز با وجود چندین فضایل و خصال و مقامات و کرامات و انوار و اسرار که در دور و گونه خود بی نظیر بود و مثل نداشت طالب شمس الدین تبریزی قدس الله سره العزیز گشته بود.» (ولد،  33:1376 .)

یکی دیگر از منابع کهن دربارﮤ مولانا و شمس، مناقب العارفین افلاکی می باشد این کتاب که سراسر مدح می باشد، فاقد شکل داستانی و روایی داستان های امروزی می باشد. این کتاب مشحون از کرامات و اقوال بزرگان و اولیاست. شیوۀ اظهار کتاب به گونه ای می باشد که با نقل حکایت هایی به هدف اصلی خود که منقبت می باشد دست می یابد. محور تمامی این مدح و منقبت ها مولاناست. اگر کسی ستایش می گردد و سخنی از او گفته می گردد همه به واسطۀ ارتباطی می باشد که با مولانا دارد.

این کتاب توضیحی در باب چگونگی شخصیّت شمس نمی دهد، امّا به توصیف ظاهری او می پردازد:

«همچنان منقولست که روزی در میدان دمشق سیر می نمود، در میان خلایق به شخصی بوالعجب مقابل افتاد، نمدی سیاه پوشیده و کلاهی بر سر نهاده گشت می نمود؛ …»  (افلاکی، ج1، 1362: 82 .)

شمس در خان شکرریزان طلوع می کند و زندگی مولانا (مفتی و مراد قونیه) را دچار تحوّلی اساسی می کند.

پس از منابع تاریخی به منابع تحقیقی همچون؛ «شمس تبریزی» از  موحد، «سرّنی» از زرین کوب، «عشق نوازی های مولانا» از ستّاری، «خط سوّم» از صاحب الزمانی و «تجلّی زن در آثار مولانا» از  زلیخا ثقفی و….می رسیم.

 سپس به زندگینامه های داستانی مانند «پلّه پلّه تا ملاقات خدا» از زرین کوب و «عشق، عشق، باز هم عشق زندگی پرماجرای مولانا جلاالدین رومی» از عطّاری کرمانی که هر کدام نکاتی دربارۀ  موضوع مورد نظر را اظهار می کنند، می پردازیم.

فصل اوّل این رساله به مقدمه، پیشینه، فرضیه ها، مواد و روش کار اختصاص دارد. فصل دوّم شامل تعاریفی می باشد که به نحوی با موضوع مورد بحث مرتبط اند. همان طورکه می دانیم شمس خود از اولیاست پس در فصل سوّم به اظهار بعضی کلّیات در باب اولیا و کرامات آن ها می پردازیم. از آنجا که مطالعه شخصیّت شمس برای درک موضوع مذکور بسیار با اهمیّت می باشد از این رو در فصل چهارم نکاتی چند دربارۀ شمس، استادان او و ویژگی های تعالیم او اظهار می گردد.

 فصل پنجم به مطالعه رابطۀ  شمس و خانواده مولانا از منظر تاریخ در منابع زیر می پردازد:

الف- منابع تاریخی(رسالۀ سپهسالار، مثنوی ولدی و مناقب العارفین،)

ب-منابع تحقیقی (آثار موحد، ستّاری، صاحب الزمانی، ثقفی، زرین کوب، انجوی شیرازی، شیمل)

ج-زندگینامه داستانی ( «پلّه پلّه تا ملاقات خدا» از زرین کوب و «عشق، عشق، بازهم عشق….از عطّاری کرمانی)

د-آثار مولوی (مثنوی، فیه ما فیه و غزلیّات شمس)

ﻫ-مقالات شمس تبریزی

فصل ششم و هفتم  به رمان های تاریخی «دختر مولانا» و «کیمیا خاتون» و معرفی و مطالعه شخصیّت ها و نوع نگاه نویسندگان و ویژگی های روایی آن ها اختصاص دارد. در این فصل تأکید اساسی بر شخصیّت ها و روابط آنها و تأثیرگذاری آن ها بر همدیگر می باشد.

در فصل هشتم مطالعه روایات داستانی معاصر از حیث عناصر داستان، مضمون و اظهار تفاوت ها بین آن ها را هدف خود قرار داده ایم. سپس نکات به دست آمده از این فصل ذکر می گردد. مثلاً به نوسان روایت در «کیمیا خاتون» از حیث محور خیال و واقع و نیز بعضی موضوعات روانی که نویسنده از آنها بهره برده می پردازیم یا در «دختر مولانا» نشانه های هژمونی معنوی و اشکال جسمانی شمس اظهار می گردد. در نهایت به نتیجه گیری و کتابنامه می پردازیم.

ارائه فرضیات:

1- همه داستان های مربوط به شمس و کیمیا خاتون مبتنی بر اطّلاعات کتاب هایی زیرا مناقب العارفین و رساله فریدون سپهسالار نیست.

2- روابط بین شمس و کیمیا خاتون مبتنی بر هژمونی [1] معنوی شمس بوده می باشد.

3- نویسندگان معاصر در خصوص دو فرضیه فوق توجه واحدی ندارند.

مواد و روش کار:

روش کار به صورت کتابخانه­ای انجام گرفته­می باشد. بدین­گونه که منابع و مآخذ لازم تهیه شده، مورد مطالعه و مطالعه قرار گرفته، سپس یادداشت ­برداری و طبقه ­بندی شده و در پیش­نویس متن،  مورد بهره گیری قرار گرفته و پس از پیشنهادهای اصلاحیِ اساتید محترم راهنما و مشاور متن پایان­نامه به تدریج آمادۀ دفاع گردیده­ می باشد.

فصل دوم: تعاریف

1-2- ادبیات تطبیقی:  Comparative literature

آن چیز که ادبیات تطبیقی به آن می پردازد تنها محدود به آثار یک قوم در دوره ای یکسان نیست، بلکه عواملی از قبیل زمان، مکان و به ویژه فرهنگ در آن تأثیر اساسی  را اعمال می کند. از این رو مطالعات بین فرهنگی در تطبیق جایگاه مهمّی دارد. هنر تطبیق علاوه بر یافتن تفاوت ها از خلال مقایسه ها، پی بردن به ریشه های فرهنگی یکسان یا مشابه در آثار گوناگون می باشد.

محور ادبیات تطبیقی حوزه های مختلفی را شامل می گردد. مثلاً در آن می توان دو یا چند اثر با موضوعات یکسان یا مشابه، خواه مربوط به آثار ادبی یک یا چند قوم باشد را مورد مطالعه و مقایسه قرار داد.

«حوزه مهمّی از مطالعۀ ادبیات می باشد که به مطالعه و تجزیه و تحلیل ارتباط ها و شباهت های بین ادبیات زبان ها و ملّیت های مختلف می پردازد. مطالعۀ تطبیقی ادبیات، همانند مطالعۀ تطبیقی ادیان، قدمت زیادی ندارد و تا قبل از قرن نوزدهم به آن توجّهی نشده بود.» (میرصادقی،1377: 8.)

هدف از تطبیق گاه یافتن ریشه های فرهنگی مشابه اقوام گوناگون وگاه نیز یافتن تفاوت ها در اظهار یک موضوع ادبی یا ادبی- تاریخی یا هر آن چیز که که به نحوی با ادبیات مرتبط می باشد، می باشد.

تعریف دیگری دربارۀ ادبیات تطبیقی هست که نکات قابل توجّهی را دربارۀ آن به ما می شناساند :

   «ادبیات تطبیقی هنر ارزشمندی می باشد، به خاطر پژوهش در پیوند های قیاسی، قرابت، ﺗﺄثیر مقایسۀ ادبیات با قلمروهای دیگر اظهار و معرفت؛ یا اینکه موضوعات و یا متون ادبی مابین آن ها، با فاصله و یا بدون فاصله نسبت به زمان و یا مکان، آن هم به شرط اینکه متعلّق به چندین زبان و یا به چندین فرهنگ باشد، و یا اینکه حتّی جزء یک سنّت باشند تا بهتر بتوان به وصف آن ها و به ارزیابی آن ها پرداخت.» (شورل، 1386: 25 .)

در این تعریف نکاتی نهفته می باشد و آن مسألۀ مربوط به زمان، مکان و فرهنگ می باشد که در تعریف ادبیات تطبیقی بایستی لحاظ گردد زیرا که هنر تطبیق، در متفاوت بودن مکان، زمان و زمینه های فرهنگی می باشد که، دست آخر با مقایسه و مطالعه ما را به نوعی هماهنگی و وحدت رهنمون می گردد و اگر هم تفاوت هایی باشد این سه عنصر اساسی ترین عوامل از بین برندۀ قرابت و تجانس اند. هرگاه سخن از ادبیات تطبیقی می باشد تنها مجموعه ای از متون مد نظر نیست بلکه چشم اندازی از مطالعه و پژوهش دربارۀ ادبیات را بایستی در نظر آورد.

باتوجّه به این که موضوع این رساله مطالعه و مقایسۀ روایات تاریخی با روایت های داستانی معاصر می باشد از این رو با ادبیات تطبیقی که دو عنصر اساسی آن  فرهنگ و زمان می باشد ارتباط می یابد. زیرا این دو عامل، منشأ تفاوت و دگرگونی ها در  هر دوره ای می باشد.

2-1- ادبیّات داستانی: Fiction literature

عنصر اساسی تشکیل دهندۀ ادبیات داستانی تخیّل می باشد که هنگامی که با خلّاقیّت نویسنده همگام می گردد تأثیر گذاری بیشتری را در خواننده به همراه دارد. دربارۀ ادبیات داستانی تعاریف مختلفی اظهار شده می باشد. ما به نقل بعضی از آن ها می پردازیم.

جمال میر صادقی در تعریف ادبیات داستانی می نویسد:

« ادبیات داستانی در معنای جامع آن به هر روایتی که خصلت ساختگی و ابداعی آن بر جنبۀ واقعی اش غلبه کند، اطلاق می گردد. از این رو گویاً بایستی همۀ انواع خلّاقۀ ادبی را در بر بگیرد، امّا در عرف نقد امروز به آثار روایتی منثور، ادبیات داستانی می گویند. ادبیات داستانی بخشی از ادبیات تخیّلی می باشد و تفاوت عمدۀ آن دو با هم در این می باشد که ادبیات داستانی تنها شامل حال آثار داستانی منثور می باشد.» (میرصادقی، 1385: 21.)

یعقوب آژند ادبیات داستانی را این گونه تعریف می کند:

« به گونه کلی ادبیات داستانی به یک اثر تخیّلی منثور اطلاق می گردد که شامل حال شعر و نمایشنامه نیست، هرچند که هرکدام از آن ها قالب و شکلی از ادبیات داستانی به حساب می آیند.

امروزه ادبیات داستانی حاوی رمان Roman، داستان کوتاه Short story، داستان بلند Long story، و ژانرهای همبستۀ دیگر می باشد.» (آژند، 1375 : 26 همچنین نک. همان، 1368: 267-68.)

سلیمانی معتقد می باشد که؛ ادبیات داستانی برخاسته از قدرت بی نظیرش در انتقال احساس های درونی می باشد.

حقایق مطرح شده در ادبیات داستانی اثر عمیق تری بر ذهن مخاطبان می گذارد؛ زیرا این حقایق را از راه احساس و بطور غیر مستقیم به خوانندگان منتقل می کند.( ر.ک. سلیمانی، 1365: 110-111.)

طاهری مبارکه هم اعتقاد دارد که ادبیات داستانی بر آثار منثوری دلالت دارد که از ماهیّت تخیّلی برخوردارند.   (ر.ک. طاهری مبارکه، 1374: 161.)

از دیگر تعاریف می توان به تعریف سیما داد تصریح نمود:

«این اصطلاح کلّاً به آن دسته از آثار روایتی منثور اطلاق می گردد که جنبه خلّاقه آن ها بر واقعیّت غلبه دارد. موضوعات مورد توجّه ادبیات داستانی معمولاً تخیّلی و ساخته و پرداخته یک ذهن خلّاق می باشد و اظهار امور حقیقی یا حقایق تاریخی نمی پردازد. امّا چنانچه درونمایه یک قالب ادبی از حقایق تاریخی یا واقعیّت های تاریخی یا واقعیّت های دیگر مایه گرفته باشد، معمولاً آن را با عناوین «داستان تاریخی» یا «زندگینامه داستانی» و عبارتی نظیر اینها مشخّص می کنند.» (داد،1371: 22.)

در همۀ تعاریفی که دربارۀ ادبیات داستانی لحاظ شده جنبۀ منثور بودن، خیال و خلاقیّت مطرح می باشد و اندازه تأثبر گذاری هر اثر در گرو  به کارگیری هنرمندانه این عوامل می باشد.

1-  (Hegemony)  هژمونی ترتیباتی برای سلطه می باشد که افراد تحت سلطه آن را می پذیرند. گروه های حاکم فقط با زور تنها سلطه نمی یابند. بلکه ساختار تسلیم و رضایی هم به آن ها کمک می کند و فرهنگ بخشی از این ساختار می باشد که به ترتیبات اجتماعی جاری مشروعیّت می بخشد. این مفهوم را نظریه پرداز مارکسیست ایتالیایی، آنتونیو گرامشی، اول بار مطرح نمود (برتنس، 1384: ص70.)

تعداد صفحه : 106

قیمت : 14700 تومان

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   پایان نامه ارشد رشته ادبیات فارسی: مقایسه‌ سبک شناسانه‌ حبسیّات مسعود سعد سلمان با حبسیّات خاقانی

بلافاصله پس از پرداخت لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می گردد.

پشتیبانی سایت :        ****       serderehi@gmail.com

در صورتی که مشکلی با پرداخت آنلاین دارید می توانید مبلغ مورد نظر برای هر فایل را کارت به کارت کرده و فایل درخواستی و اطلاعات واریز را به ایمیل ما ارسال کنید تا فایل را از طریق ایمیل دریافت کنید.

***  **** ***